
به گزارش وبلاگ اخبار بوندسلیگا آلمان در ایران،اول ماه آگوست سى امین سالگرد تولد باستین شواین اشتایگر بازیکن متعصب
بایرن مونیخ و تیم ملى آلمان است که توانست کمتر از سه هفته گذشته، با تیم
ملى کشورش قهرمانى در جام جهانى را جشن گیرد و خاطراتى خوش از خود در ذهن
دوستداران فوتبال آلمان بر جاى گذارد.
همه هواداران فوتبال آلمان به خوبى اولین بازى هاى شواین اشتایگر براى بایرن مونیخ در بوندسلیگا را به خاطر دارند، پسرى با موهاى طلایى، با صورتى کک مکى، پیراهن هایى که به نظر همیشه یک شماره بزرگ تر از سایزش بودند و با نام خانوادگى نسبتا عجیب، شاید در آن روزها کمتر کسى فکر مى کرد که او بتواند تیم ملى آلمان را به سوى کسب چهارمین عنوان قهرمانى جام جهانى رهنمون سازد.
در سال هاى ابتدایى قرن بیست و یکم، فوتبال آلمان پس از به پایان رسیدن عمر فوتبالى فاتحان جام جهانى ١٩٩٠، دچار فقدان استعداد و رکود شده بود و تیم ملى این کشور در جام جهانى ١٩٩٨ و رقابت هاى یوروى ٢٠٠٠ و ٢٠٠٤ به صورت تحقیرآمیزى حذف شده بود، تا اینکه در جام جهانى ٢٠٠٦ که آلمان میزبان آن بود، تیم متحول یافته آلمان با ارایه بازى هاى جذاب و زیبا با وجود عدم کسب عنوانى توانست رضایت فوتبال دوستان آلمانى را جلب نماید و شواین اشتایگر و پودولسکى به دو چهره اصلى و هویت این تیم جوان ونسل طلایى تبدیل شدند که آینده اى روشن را به هواداران فوتبال آلمان نوید مى دادند.
اما آنچه شواین اشتایگر را به شخصیتى دوست داشتنى تبدیل کرده است، بى تردید بردها، گل ها و قهرمانى هاى زیادى نبوده که او کسب کرده است، بلکه ایستادن هاى او پس از شکست هاى بزرگ، لحظات تلخ و مواقعى بوده که نسبت به قابلیت هاى او تردیدهاى فراوان وجود داشته است. شکست در فینال یورو ٢٠٠٨، فینال لیگ قهرمانان ٢٠١٠ و ٢٠١٢، نیمه نهایى جام جهانى ٢٠١٠ و نیمه نهایى یورو ٢٠١٢، پنج شکست بزرگ و تاریخى بودند که شواین اشتایگر در أنها از ابتدا حضور داشته است و نتوانسته انتظارات از خود را برآورده سازد و به قولى اختلاف ها را رقم زند. به طورى که حتى پس از کسب شکست هاى تلخ در سال ٢٠١٢، مطبوعات آلمان به تمسخر به او لقب رییسک را دادند.
چنین فجایع فوتبالى در طول این سال ها آثار خود را بر ذهن شواین اشتایگر بر جاى گذاشته اند و سبب شدند که در جام جهانى ٢٠١٤ او همانندى رییسى واقعى و با تجربه تا آخرین لحظه براى موفقیت و کسب قهرمانى تلاش نماید.
جام جهانى برزیل در حقیقت نقطه اوج فوتبال شواینى بوده است، تردیدها،شکست ها، مخالفت ها و دردها سرانجام به پایان رسیدند و شواین اشتایگر در فینال خود را پیدا نمود و در ماراکانا به چهره و نمادى تبدیل شد که هواداران فوتبال آلمان مدت ها در آرزوى آن بودند، رهبر و رییس ! البته شواینى مدیون آگویروى آرژانتینى است که با ضربه آرنج خود در این فینال و مصدومیتى که بر چهره او بر جاى گذاشت سبب شد که او براى آلمان ها به قهرمان و اسطورهاى فراموش نشدنى تبدیل شود.
هم اکنون شواینى با قهرمانى در جام جهانى، لیگ قهرمانان و فتح هفت باره بوندسلیگا در سى سالگى به اسطوره اى در فوتبال آلمان تبدیل شده است. اما سرانجام شواینى چه خواهد شد؟ آیا یوگى لوو به عنوان جانشین فیلیپ لام بازوبند کاپیتانى را به وى واگذار خواهد کرد؟ بعد از پایان دوران فوتبال، آیا او مربى خواهد شد؟ او مى تواند حتى جانشین شایسته اى براى فرانتس بکن باویر باشد. به هر حال هر گونه که او از فوتبال کناره گیرى نماید و هر تصمیمى که براى دوران بعد از فوتبال خود بگیرد، شواینى دوست داشتنى براى همیشه در ذهن هواداران بایرن مونیخ و فوتبال آلمان جاوید خواهد ماند.
واقعا رئیس دوست داشتنی هست این شواینی


تولد مبارک
بزنید به افتخارش
ولى انصافا اگه لام سرمربى تىم ملى آلمان بشه،چى میشه